این روزها هرجا كه از كم آبی و آلودگی هوا سخن گفته می شود بلافاصله همه نگاه‌ها متوجه صنعت فولاد می شود.  به عنوان مثال احداث دو كارخانه ذوب آهن و فولاد مباركه در اصفهان را یكی از دلایل شیوع كم آبی اعلام می كنند. این اظهارات البته ریشه در پایگاه روستایی و اندیشه و نگرش صنعت ستیزی برخی ایرانیان دارد وگرنه همانطور كه كارشناسان بارها اعلام كرده اند مشكل هدر رفت آب در ایران به هیچ عنوان ارتباطی با الگوی مصرف شهری و مراكز صنعتی ایران ندارد. چرا كه كل آب هدر رفته در الگوی مصرف شهری ما حدود 10درصد ازكل منابع هدر رفته است و در حقیقت 90 درصد آب كشور در بخش كشاورزی و بخاطر الگوی نامناسب كشت هدر می‌رود.

شگفتا كه برخی آلودگی هوای كشور را به كارخانه های ذوب فولاد و آزاد شدن كربن ناشی از آن نسبت می دهند در حالیكه اولا كل صنایع فولاد ایران كسری از صنایع كشور را شامل نمی شود و در ثانی در مجاورت شهر آلوده ای مثل تهران واحد فولادی آنچنانی وجود ندارد. همه می دانیم كه  بخش اعظمی از آلودگی شهر تهران ناشی از خودروهای غیر استاندارد است اما كسی در این زمینه اظهار نظری نمی‌كند. شاید این امر به دلیل مظلومیت تاریخی صنعت فولاد در ایران است. 

صنعت فولاد از آن دسته صنایعی است كه با تاریخ ایران بویژه تاریخ معاصر ایران پیوند خورده است. صنعت فولاد همچنین نشانه‌ای از غرور و رنج و ناكامی ایرانیان است. حكیم ابوالقاسم فردوسی در هزار سال پیش اعتقاد داشت كه ایرانیان نخستین فولادگران جهان بودند. این ادعا البته با اطلاعات موجود امروز همخوانی ندارد اما پیدا شدن آهن نورد شده و استفاده از فولاد در بناهای باستانی بویژه تخت جمشید نشان می دهد كه ایرانیان دست كم از پیشگامان به كار گیری این فلز مقاوم و گران بهاء بودند. در دوره صفویه از این فلز در ساخت شمشیرهای سخت استفاده می شد. به طوری كه بیراه نخواهد بود اگر بگوئیم سربازان صفوی به خاطر مهارتشان در ساخت و بكارگیری شمشیرهای فولادین بود كه در مقابل توپ های عثمانی توانستند مقاومت كنند.

نادر شاه افشار توانست بخشی از صنایع فولاد دوره صفویه را مجددا احیاء كند. او كوره‌های ذوب فلز متحركی ساخته بود كه همراه لشكر خود حمل می كرد. در دوره قاجاریه صنعت فلز كاری و فولاد كشور رو به افول نهاد. بسیاری از معادن كشور متروك ماند و هر معدنی هم كه آباد می شد عوامل حكومت آنرا تصرف می كردند. یكی از دلایل اصلی شكست فتحعلی شاه در جنگ با روس بیگانگی كشور با صنعت فولاد بود. تاجائیكه ناپلئون در سال‌های بعد از شكست ایران چند دستگاه كوره ذوب فلز به شاه ایران هدیه داد.

در دوره امیركبیر تعدادی از معادن سنگ آهن و ذغال سنگ ایران مثل معدن قراچه داغ احیاء شد. در اواخر دوره قاجاریه نخستین فردی كه از جانب بخش خصوصی وارد صنعت فولاد شد محمد حسن امین الضرب بود اما او و سپس فرزندش به خاطر بحران اقتصادی زمان جنگ جهانی اول ورشكست شدند. بعدها رضا شاه تلاش كرد كه ناكامی تاریخی ایرانی‌ها در زمینه فولاد را جبران كند بنابراین قراردادهای برای احداث كارخانه فولاد با كنسر سیوم دماگ - كروپ آلمان منعقد كرد كه به خاطر وقوع جنگ جهانی دوم ناتمام ماند. این كارخانه قرار بود در كرج احداث شود و روزانه 300 تن فولاد تولید كند. جالب اینكه قطعات این كارخانه در راه ایران بود اما به خاطر بمباران متفقین به حبشه برده شد.

در دوره بعد از جنگ جهانی دوم موضوع صنعت فولاد برای سال‌ها به فراموشی سپرده شد تا اینكه نهایتا یك شركت خصوصی با عنوان شركت ملی صنایع فولاد ایران از طریق ذوب قراضه های فولاد در صدد پاسخگویی به فولاد مورد نیاز در ساختمان ها برآمد اما حجم سرمایه گذاری این شركت در حدی نبود كه در این زمینه گشایشی ایجاد كند. در سال 1339 ایرانی ها مجدد با همان كنسرسیوم دماگ – كروپ وارد مذاكره شدند كه مذاكرت به نتیجه نرسید. سودای فولاد در اندیشه ایرانی ها آنها به سمت مذاكره با فرانسوی ها برد. شركت ایرسید از فرانسه مناطق مختلفی در بافق، قم و كرمان را برای احداث كارخانه ذوب آهن پیشنهاد كرد اما طرح این شركت نیز مسكوت ماند.

سرانجام حكومت ایران در میان ترس و تشویش ناشی از كارشكنی غربی ها در سال 1344 با كشور شوروی برای احداث ذوب آهن در اصفهان وارد مذاكره شد و بعد از سالها معطلی اولین محصول جدی آن در سال 1350 وارد بازار شد و ایرانیان به آرزوی دیرینه و تاریخی خود رسیدند.

در مجموع صنعت فولاد از صنایع استراتژیك و تاریخی برای ایرانیان است كه باید به هر قیمتی شده از آن حمایت شود تا در كشور بماند. همه كشورهایی كه هم اكنون روی مدار توسعه هستند مثل چین، آمریكا، ژاپن، هند و برزیل صنعت فولاد خود را زیر چتر حمایت جدی گرفته اند. فولاد از صنایعی نیست كه بتوان با واردات خلاء نبود آنرا پر كرد. شكست این صنعت در حقیقت شكست رویای تاریخی ایرانی‌هاست.

عباس میرزا ابوطالبی (معاون اسبق وزیر مسكن)‏