نقش و سهم هریک از طبقات و نیروهای اجتماعی در روند توسعه اقتصادی وصنعتی همیشه محل منازعه بوده است. از میان نیروهایی که نقش مستقیم تری در رشد و توسعه صنعتی دارند می توان به کشاورزان، صاحبان صنایع، بازرگانان و کارگران اشاره کرد. هریک از اینها در بخشی از فرایند تولید و فروش محصولات صنعتی نقش دارند. کشاورزان برخی از مواد اولیه مورد نیاز کارخانه ها را تامین می کنند. صاحبان صنایع مسئولیت تامین سرمایه و اداره واحدهای تولیدی را بر عهده دارند. کارگران بخشهای فنی و تکنیکی امور را به پیش می‌برند و بازرگان در روند توزیع و فروش کالاهای تولیدی شده ایفای نقش می کنند. با این حال درباره اهمیت و میزان تاثیرگذاری هریک از این نیروها در روند تولید، اختلاف نظرهای بعضا ایدئولوژیک و مبانی پدید آمده است. مارکسیستها به اهمیت بی بدیل کارگران تاکید می کنند، طرفدران اقتصادی ملی کارخانه داران را برجسته می کنند و مرکانتیلیست‌ها و لیبرالها بازرگانان را نیروی پیش برنده صنعت و توسعه صنعتی می‌دانند.

مجادله بر سر میزان نقش آفرین نیروهای اجتماعی در توسعه اقتصادی و صنعتی سالها در ایران نیز جریان داشت. حکومت پهلوی معتقد به حمایت از صاحبان صنایع و شکل دادن به یک بورژوازی صنعتی محلی بود. بنابراین کشاورزی را تعطیل کرد، کارگران را با اعطای سهام کارخانجات فریفت و بازرگانان را تضعیف کرد. این اقدام البته مقدمات تولید صنعتی را فراهم ساخت اما به دلیل نبود شبکه کارآمد تجارت به توسعه صنعتی منجر نشد. حکومت بزودی متوجه شد که به دلیل قطع ارتباط صاحبان صنایع و بازرگانان امکان توزیع بهنگام محصولات با قیمت مناسب وجود ندارد. به همین دلیل تعدادی از کارخانه داران راسا اقدام به تاسیس نمایندگی های متعدد فروش  ایجاد نمایشگاه‌ها و به دست گرفتن شبکه توزیع کردند. کفش ملی از نمونه کارخانه هایی است که بازرگانی و فروش محصولات خود را مستقیما عهده دار شده بود.

وارد شدن کارخانه داران به امر تجارت تا زمانیکه تولید با استراتژی جایگزینی واردات در حد مصرف داخلی انجام می‌شد، مشکلی نداشت اما گسترش تجارت خارجی و صاردات نیازمند تجار حرفه ای بود. بنابراین محصولات صنعتی ایران حتی در اوج قدرت سال‌های 53-1349به دلیل بالابودن قیمت ناشی از هزینه حمل  و نقل توان صادرتی نداشت. در سال‌های بعد از پیروزی انقلاب اگر چه بازرگانان مورد توجه حکومت قرار گرفتند اما درعوض صاحبان صنایع منزوی شدند. در وضعیت جدید شبکه توزیع احیاء شد اما دیگر کالای چندانی برای توزیع و صدر و تولید نمی شد.

این بحث که در روند رشد و توسعه صنعت امروز ایران صاحبان صنایع بیشتر اهمیت دارد یا بازرگان؟ بحثی بی نتیجه و غیر ضروری است. آنچه مسلم است در شرایط بازشدن مرزهای تجاری کشور بر روی کالاهای خارجی، دیگر در داخل ایران امکان تولید کالا بدون لحاظ کردن مقتضیات تجارت داخلی و خارجی وجود ندارد. اینجا دیگر بینش تولیدی جایگزین نیروی تولیدی شده است.

اگر در گذشته نگاه مهندسی و فنی عامل تاسیس کارخانه‌های بود اکنون این دید و نگاه تجاری است که بقاء کارخانه ها را تضمین خواهد کرد. توسعه صنعتی اکنون نه با حضور صرف صاحبان صنایع و بازرگانان بلکه با «دید بازرگانی» شروع می شود. هر کالایی قبل از تولید باید چشم انداز درستی از هزینه تولید ،میزان فروش و رقابت در بازار و بویژه بازارهای صادراتی ارئه کند. دید بازرگانی باید هم در وزارت صنعت و هم در بخش خصوصی جایگزین نگاه و ذهنیت مهندسی شود در غیر اینصورت تاسیس کارخانه و واحد تولیدی اتلاف وقت، نیرو و منابع است.

 

قاسم خرمی (پژوهشگر مسائل صنعتی ایران)